Dîvân de Shams› Ghazal 3076› Distique 3 ← précédent · suivant →
Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۳۰۷۶
- زهی قلم که تو را نقش کرد در صورت که نامه همه را نانبشته میخوانی
G3076:3
Votre langue
Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentaire sur ce distique
Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :
Le ghazal entier ↗
- 1 بلندتر شدهست آفتاب انسانی·زهی حلاوت و مستی و عشق و آسانی
- 2 جهان ز نور تو ناچیز شد، چه چیزی تو؟·طلسم دلبرییی یا تو گنج جانانی؟
- 3 زهی قلم که تو را نقش کرد در صورت·که نامه همه را نانبشته میخوانی
- 4 برون بری تو ز خرگاهِ ششجهت جان را·چو جان نماند، بر جاش عشق بنشانی
- 5 دلا چو باز شهنشاه صید کرد تو را·تو ترجمانبگ سرّ زبان مرغانی
- 6 چه ترجمان که کنون بس بلند سیمرغی·که آفت نظر جان صد سلیمانی
- 7 درید چارق ایمان و کفر در طلبت·هزارساله از آن سوی کفر و ایمانی
- 8 به هر سحر که درخشی خروس جان گوید·بیا که جان و جهانی، برو که سلطانی
- 9 چو روح من بفزودهست شمس تبریزی·به سوی او برم از باغ روح ریحانی
ganjoor: sh3076 · public domain