Dîvân de Shams Ghazal 3118 Distique 2 ← précédent · suivant →

Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۳۱۱۸

  1. چه سوگند خوردی؟! چه دل سخت کردی که گویی که هرگز مرا خود ندیدی

G3118:2

Votre langue

Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :

Commentaire sur ce distique

Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :

Le ghazal entier ↗

  1. 1 نگارا، چرا قول دشمن شنیدی؟!·چرا بهر دشمن ز چاکر بریدی؟!
  2. 2 چه سوگند خوردی؟! چه دل سخت کردی·که گویی که هرگز مرا خود ندیدی
  3. 3 مها، بار دیگر نظر کن به چاکر·چنین دان، کاسیری ز کافر خریدی
  4. 4 تو آب حیاتی، چو رویت بدیدم·چو می در تن بنده هرسو دویدی
  5. 5 تو باز سپیدی، که بر من نشستی·ربودی دلم را، هوا بر پریدی
  6. 6 دلم رو به دیوار کردست ازان دم·که در خانه رفتی و رو درکشیدی
  7. 7 اگر جان بخواندم ترا راست گفتم·که جان ناپدیدست، و تو ناپدیدی
  8. 8 به فریاد من رس، که این وقت رحمست·که صد جا به فریاد جانم رسیدی

ganjoor: sh3118 · public domain