Dîvân de Shams Ghazal 3123 Distique 2 ← précédent · suivant →

Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۳۱۲۳

  1. چو رنجور والله که آن زور داری که بر چرخ آیی قمر را ببندی

G3123:2

Votre langue

Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :

Commentaire sur ce distique

Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :

Le ghazal entier ↗

  1. 1 به حیلت تو خواهی که در را ببندی·بنالی چو رنجور و سر را ببندی
  2. 2 چو رنجور والله که آن زور داری·که بر چرخ آیی قمر را ببندی
  3. 3 گر آن روی چون مه به گردون نمایی·به صبح جمالت سحر را ببندی
  4. 4 غلام صبوحم ولی خصم صبحم·که از بهر رفتن کمر را ببندی
  5. 5 اگر گاو آرند پیشت سفیهان·به یک نکته صد گاو و خر را ببندی
  6. 6 به یک غمزه آهوان دو چشمت·چو روبه کنی شیر نر را ببندی
  7. 7 زمستان هجر آمد و ترسم آنست·که سیلاب این چشم تر را ببندی
  8. 8 وگر همچو خورشید ناگه بتابی·بدین آب هر رهگذر را ببندی
  9. 9 خموشم ولیکن روا نیست جانا·که از حال زارم نظر را ببندی

ganjoor: sh3123 · public domain