Dîvân de Shams Ghazal 3129 Distique 5 ← précédent · suivant →

Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۳۱۲۹

  1. بهشت رخت گر تجلی کند نه دوزخ بماند، نه در وی شقی

G3129:5

Votre langue

Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :

Commentaire sur ce distique

Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :

Le ghazal entier ↗

  1. 1 رضیت بما قسم‌الله لی·و فوضت امری دلی خالقی
  2. 2 لقد احسن‌الله فیما مضی·کذالک یحسن فیما بقی
  3. 3 ایا ساقی جان هر متقی·بگردان چو مردان، می راوقی
  4. 4 بخر جان و دلرا ز اندیشها·که بر جانها حاکم مطلقی
  5. 5 بهشت رخت گر تجلی کند·نه دوزخ بماند، نه در وی شقی
  6. 6 اگر تو گریزی ز ما، سابقی·ور از تو گریزیم، تولا حقی
  7. 7 میان شب و روز فرقی نماند·چو ماهت نه غربیست، نی مشرقی
  8. 8 به صد لابه مخمور را می دهی·کی دیدست ساقی بدین مشفقی؟!
  9. 9 شراب سخن بخش رقاص کن·که گردد کلوخ از تفش منطقی
  10. 10 چو حق گول جستست و قلب سلیم·دلا زیرکی می‌کنی؟ احمقی
  11. 11 ز فکرت دل و جان گر آرام داشت·چرا رفت در سکر و در موسقی؟!
  12. 12 تو تنها چرایی اگر خوش خویی؟!·تو عذرا چرایی اگر وامقی؟!
  13. 13 جعل وش ز گل خویشتن در کشی·همان چرک می‌کش، بدان لایقی
  14. 14 همه خارکس دان، اگر پادشاست·بجز خار خار، و غم عاشقی
  15. 15 خمش کن، ببین حق را فتح باب·چهددر فکرت نکتهٔ مغلقی؟!

ganjoor: sh3129 · public domain