Dîvân de Shams Ghazal 353 Distique 4 ← précédent · suivant →

Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۳۵۳

  1. چو عنقا برپرد بر ذروه قاف که پیشش که کمربسته‌ست هیهات

G353:4

Votre langue

Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :

Commentaire sur ce distique

Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :

Le ghazal entier ↗

  1. 1 زهی می کاندر آن دستست هیهات·که عقل کل بدو مستست هیهات
  2. 2 بر آن بالا برد دل را که آن جا·سر نیزه زحل پستست هیهات
  3. 3 هر آن کو گشت بی‌خویش اندر این بزم·ز خویش و اقربا رسته‌ست هیهات
  4. 4 چو عنقا برپرد بر ذروه قاف·که پیشش که کمربسته‌ست هیهات
  5. 5 عجایب بین که شیشه ناشکسته·هزاران دست و پا خسته‌ست هیهات
  6. 6 مرا گویی که صبر آهسته‌تر ران·چه جای صبر و آهسته‌ست هیهات
  7. 7 بده آن پیر را جامی و بنشان·که این جا پیر بایسته‌ست هیهات
  8. 8 خصوصا جان پیری‌ها که عقل‌ست·که خوش مغزست و شایسته‌ست هیهات
  9. 9 از آن باغ و ریاض بی‌نهایت·همه عالم چو گلدسته‌ست هیهات
  10. 10 چو گلدسته‌ست پوسیده شود زود·به دشتی رو کز او رسته‌ست هیهات
  11. 11 میی درکش به نام دلربایی·که بس زیبا و برجسته‌ست هیهات
  12. 12 ز بس خون‌ها که او دارد به گردن·خرد را طوق بسکسته‌ست هیهات
  13. 13 شکن‌هایی که دارد طره او·بهای مشک بشکسته‌ست هیهات
  14. 14 خمش کردم خموشانه به من ده·که دل را گفت پیوسته‌ست هیهات

ganjoor: sh353 · public domain