Dîvân de Shams Ghazal 364 Distique 5 ← précédent · suivant →

Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۳۶۴

  1. چون در سر زلف یار پیچیم اندر شب قدر قدر ما راست

G364:5

Votre langue

Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :

Commentaire sur ce distique

Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :

Le ghazal entier ↗

  1. 1 تا نقش خیال دوست با ماست·ما را همه عمر خود تماشاست
  2. 2 آن جا که وصال دوستانست·والله که میان خانه صحراست
  3. 3 وان جا که مراد دل برآید·یک خار به از هزار خرماست
  4. 4 چون بر سر کوی یار خسبیم·بالین و لحاف ما ثریاست
  5. 5 چون در سر زلف یار پیچیم·اندر شب قدر قدر ما راست
  6. 6 چون عکس جمال او بتابد·کهسار و زمین حریر و دیباست
  7. 7 از باد چو بوی او بپرسیم·در باد صدای چنگ و سرناست
  8. 8 بر خاک چو نام او نویسیم·هر پاره خاک حور و حوراست
  9. 9 بر آتش از او فسون بخوانیم·زو آتش تیزاب سیماست
  10. 10 قصه چه کنم که بر عدم نیز·نامش چو بریم هستی افزاست
  11. 11 آن نکته که عشق او در آن جاست·پرمغزتر از هزار جوزاست
  12. 12 وان لحظه که عشق روی بنمود·این‌ها همه از میانه برخاست
  13. 13 خامش که تمام ختم گشته‌ست·کلی مراد حق تعالاست

ganjoor: sh364 · public domain