Dîvân de Shams› Ghazal 371› Distique 5 ← précédent · suivant →
Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۳۷۱
- پروانه که گرد دود گردد دودآلودهست و خام و رسواست
G371:5
Votre langue
Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentaire sur ce distique
Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :
Le ghazal entier ↗
- 1 گر جام سپهر، زهرپیماست·آن در لب عاشقان چو حلواست
- 2 زین واقعه گر ز جای رفتی·از جای برو که جای این جاست
- 3 مگریز ز سوز عشق زیرا·جز آتش عشق دود و سوداست
- 4 دودت نپزد کند سیاهت·در پختنت آتشست کاُستاست
- 5 پروانه که گرد دود گردد·دودآلودهست و خام و رسواست
- 6 از خانه و مان به یاد ناید·آن را که چنین سفر مهیاست
- 7 از شهر مگو که در بیابان·موسیست رفیق من و سلواست
- 8 صحبت چه کنی که در سقیمی·هر لحظه طبیب تو مسیحاست
- 9 دلتنگ خوشم که در فراخی·هر مسخره را رهست و گنجاست
- 10 چون خانه دل ز غم شود تنگ·در وی شه دلنواز تنهاست
- 11 دل تنگ بود جز او نگنجد·تنگی دلم امان و غوغاست
- 12 دندان عدو ز ترس کندهست·پس روترشی رهایی ماست
- 13 خاموش که بحر اگر ترش روست·هم معدن گوهرست و دریاست
ganjoor: sh371 · public domain