Dîvân de Shams Ghazal 421 Distique 8 ← précédent

Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۴۲۱

  1. تا همه مست شویم و ز طرب سجده کنیم پیش نقشی که خدایش به خودی بنوشته‌ست

G421:8

Votre langue

Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :

Commentaire sur ce distique

Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :

Le ghazal entier ↗

  1. 1 ساقیا این می از انگور کدامین پُشته‌ست·که دل و جان حریفان ز خمار آغشته‌ست
  2. 2 خم پیشین بگشا و سر این خم بربند·که چو زهرست نشاط همگان را کشته‌ست
  3. 3 بند این جام جفا جام وفا را برگیر·تا نگویند که ساقی ز وفا برگشته‌ست
  4. 4 درده آن باده اول که مبارک باده‌ست·مگسل آن رشتهٔ اول که مبارک رشته‌ست
  5. 5 صد شکوفه ز یکی جرعه بر این خاک ز چیست·تا چه عشق‌ست که اندر دل ما بسرشته‌ست
  6. 6 بر در خانهٔ دل این لگد سخت مزن·هان که ویران شود این خانهٔ دل یک خشته‌ست
  7. 7 باده‌ای ده که بدان باده بلا واگردد·مجلسی ده پر از آن گل که خدایش کشته‌ست
  8. 8 تا همه مست شویم و ز طرب سجده کنیم·پیش نقشی که خدایش به خودی بنوشته‌ست

ganjoor: sh421 · public domain