Dîvân de Shams› Ghazal 442› Distique 7 ← précédent · suivant →
Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۴۴۲
- بگدازدت ز ناز و چو مویت کند ضعیف ندهی به هر دو عالم یک تای موی دوست
G442:7
Votre langue
Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentaire sur ce distique
Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :
Le ghazal entier ↗
- 1 بر عاشقان فریضه بوَد جستجوی دوست·بر روی و سر چو سیل دوان تا به جوی دوست
- 2 خود اوست جمله طالب و ما همچو سایهها·ای گفتگوی ما همگی گفتگوی دوست
- 3 گاهی به جوی دوست چو آب روان خوشیم·گاهی چو آب حبس شدم در سبوی دوست
- 4 گه چون حویج دیگ بجوشیم و او به فکر·کفگیر میزند که چنینست خوی دوست
- 5 بر گوش ما نهاده دهان او به دمدمه·تا جان ما بگیرد یکباره بوی دوست
- 6 چون جانِ جانْ وی آمد از وی گزیر نیست·من در جهان ندیدم یک جان عدوی دوست
- 7 بگدازدت ز ناز و چو مویت کند ضعیف·ندهی به هر دو عالم یک تای موی دوست
- 8 با دوست ما نشسته که ای دوست، دوست کو؟·کو کو همیزنیم ز مستی به کوی دوست
- 9 تصویرهای ناخوش و اندیشهٔ رکیک·از طبع سست باشد و این نیست سوی دوست
- 10 خاموش باش تا صفت خویش خود کند·کو های های سرد تو؟ کو های هوی دوست؟
ganjoor: sh442 · public domain