Dîvân de Shams Ghazal 47 Distique 4 ← précédent · suivant →

Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۴۷

  1. آمد دوش مه که تا سجده برد به پیش تو غیرت عاشقان تو نعره زنان که رو ، میا

G47:4

Votre langue

Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :

Commentaire sur ce distique

Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :

Le ghazal entier ↗

  1. 1 ای که تو ماه آسمان ماه کجا و تو کجا·در رخ مه کجا بود این کر و فر و کبریا
  2. 2 جمله به ماه عاشق و ماه اسیر عشق تو·ناله کنان ز درد تو لابه کنان که ای خدا
  3. 3 سجده کنند مهر و مه پیش رخ چو آتشت·چونک کند جمال تو با مه و مهر ماجرا
  4. 4 آمد دوش مه که تا سجده برد به پیش تو·غیرت عاشقان تو نعره زنان که رو ، میا
  5. 5 خوش بخرام بر زمین تا شکفند جان‌ها·تا که ملک فروکند سر ز دریچه سما
  6. 6 چون که شود ز روی تو برق جهنده هر دلی·دست به چشم برنهد از پی حفظ دیده‌ها
  7. 7 هر چه بیافت باغ دل از طرب و شکفتگی·از دی این فراق شد حاصل او همه هبا
  8. 8 زرد شده‌ست باغ جان از غم هجر چون خزان·کی برسد بهار تو تا بنماییش نما
  9. 9 بر سر کوی تو دلم زار و نزار خفت دی·کرد خیال تو گذر دید بدان صفت ورا
  10. 10 گفت چگونه‌ای از این عارضه گران بگو·کز تنکی ز دیده‌ها رفت تن تو در خفا
  11. 11 گفت و گذشت او ز من لیک ز ذوق آن سخن·صحت یافت این دلم یا رب توش دهی جزا

ganjoor: sh47 · public domain