Dîvân de Shams› Ghazal 474› Distique 3 ← précédent · suivant →
Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۴۷۴
- دود به پیش خیالت خیالهای دگر چنانک خاطر زندانیان به بانگ نجات
G474:3
Votre langue
Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentaire sur ce distique
Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :
Le ghazal entier ↗
- 1 ز عشق روی تو روشن دل بنین و بنات·بیا که از تو شود سیئاتهم حسنات
- 2 خیال تو چو درآید به سینه عاشق·درون خانه تن پر شود چراغ حیات
- 3 دود به پیش خیالت خیالهای دگر·چنانک خاطر زندانیان به بانگ نجات
- 4 به گرد سنبل تو جانها چو مور و ملخ·که تا ز خرمن لطفت برند جمله زکات
- 5 به مردهای نگری صد هزار زنده شود·خنک کسی که از آن یک نظر بیافت برات
- 6 زهی شهی که شهان بر بساط شطرنجت·به خانه خانه دوند از گریزخانه مات
- 7 کدام صبح که عشقت پیالهای آرد·ز خواب برجهد این بخت خفته گویدهات
- 8 فرودود ز فلک مه به بوی این باده·بگویدم که مرا نیز گویمش هیهات
- 9 طرب که از تو نباشد بیات میگردد·بیار جام که جان آمدم ز عشق بیات
- 10 به پیش دیده من باش تا تو را بینم·که سیر مینشود دیده من از آیات
- 11 ندانم از سرمستیست شمس تبریزی·که بر لبت زدهام بوسهها و یا بر پات
ganjoor: sh474 · public domain