Dîvân de Shams Ghazal 515 Distique 6 ← précédent · suivant →

Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۵۱۵

  1. هر که دلی داشت به پایش فتاد هر که سر او سر منبر گرفت

G515:6

Votre langue

Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :

Commentaire sur ce distique

Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :

Le ghazal entier ↗

  1. 1 خانه دل باز کبوتر گرفت·مشغله و بقر بقو درگرفت
  2. 2 غلغل مستان چو به گردون رسید·کرکس زرین فلک پر گرفت
  3. 3 بوطربون گشت مه و مشتری·زهره مطرب طرب از سر گرفت
  4. 4 خالق ارواح ز آب و ز گل·آینه‌ای کرد و برابر گرفت
  5. 5 ز آینه صد نقش شد و هر یکی·آنچ مر او راست میسر گرفت
  6. 6 هر که دلی داشت به پایش فتاد·هر که سر او سر منبر گرفت
  7. 7 خرمن ارواح نهایت نداشت·مورچه‌ای چیز محقر گرفت
  8. 8 گر ز تو پر گشت جهان همچو برف·نیست شوی چون تَف خور درگرفت
  9. 9 نیست شو ای برف و همه خاک شو·بنگر کاین خاک چه زیور گرفت
  10. 10 خاک به تدریج بدان جا رسید·کز فر او هر دو جهان فر گرفت
  11. 11 بس که زبان این دم معزول شد·بس که جهان جان سخنور گرفت

ganjoor: sh515 · public domain