Dîvân de Shams› Ghazal 557› Distique 5 ← précédent · suivant →
Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۵۵۷
- دل به میان چو پیر دین حلقه تن به گرد او شاد تنی که پیر دل شسته در آن میان بود
G557:5
Votre langue
Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentaire sur ce distique
Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :
Le ghazal entier ↗
- 1 دل چو بدید روی تو چون نظرش به جان بود·جان ز لبت چو میکشد خیره و لب گزان بود
- 2 تن برود به پیش دل کاین همه را چه میکنی·گوید دل که از مهی کز نظرت نهان بود
- 3 جز رخ دل نظر مکن جز سوی دل گذر مکن·زانک به نور دل همه شعله آن جهان بود
- 4 شیخ شیوخ عالمست آن که تو راست نومرید·آن که گرفت دست تو خاصبک زمان بود
- 5 دل به میان چو پیر دین حلقه تن به گرد او·شاد تنی که پیر دل شسته در آن میان بود
- 6 راز دل تو شمس دین در تبریز بشنود·دور ز گوش و جان او کز سخنت گران بود
ganjoor: sh557 · public domain