Dîvân de Shams Ghazal 60 Distique 7 ← précédent · suivant →

Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۶۰

  1. یکی آهم کز این آهم بسوزد دشت و خرگاهم یکی گوشم که من وقفم شهنشاه شکرخا را

G60:7

Votre langue

Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :

Commentaire sur ce distique

Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :

Le ghazal entier ↗

  1. 1 ایا نور رخ موسی مکن اعمی صفورا را·چنین عشقی نهادستی به نورش چشم بینا را
  2. 2 منم ای برق رام تو برای صید و دام تو·گهی بر رکن بام تو گهی بگرفته صحرا را
  3. 3 چه داند دام بیچاره فریب مرغ آواره·چه داند یوسف مصری غم و درد زلیخا را
  4. 4 گریبان گیر و این جا کش کسی را که تو خواهی خوش·که من دامم تو صیادی چه پنهان صنعتی یارا
  5. 5 چو شهر لوط ویرانم چو چشم لوط حیرانم·سبب خواهم که واپرسم ندارم زهره و یارا
  6. 6 اگر عطار عاشق بد سنایی شاه و فایق بد·نه اینم من نه آنم من که گم کردم سر و پا را
  7. 7 یکی آهم کز این آهم بسوزد دشت و خرگاهم·یکی گوشم که من وقفم شهنشاه شکرخا را
  8. 8 خمش کن در خموشی جان کشد چون کهربا آن را·که جانش مستعد باشد کشاکش‌های بالا را

ganjoor: sh60 · public domain