Dîvân de Shams› Ghazal 617› Distique 7 ← précédent · suivant →
Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۶۱۷
- بر سنگ سیه حاجی زان بوسه زند از دل کز لعل لب یاری او لذت لب بیند
G617:7
Votre langue
Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentaire sur ce distique
Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :
Le ghazal entier ↗
- 1 چشم از پی آن باید تا چیز عجب بیند·جان از پی آن باید تا عیش و طرب بیند
- 2 سر از پی آن باید تا مست بتی باشد·پا از پی آن باید کز یار تعب بیند
- 3 عشق از پی آن باید تا سوی فلک پرد·عقل از پی آن باید تا علم و ادب بیند
- 4 بیرون سبب باشد اسرار و عجایبها·محجوب بود چشمی کو جمله سبب بیند
- 5 عاشق که به صد تهمت بدنام شود این سو·چون نوبت وصل آید صد نام و لقب بیند
- 6 ارزد که برای حج در ریگ و بیابانها·با شیر شتر سازد یغمای عرب بیند
- 7 بر سنگ سیه حاجی زان بوسه زند از دل·کز لعل لب یاری او لذت لب بیند
- 8 بر نقد سخن جانا هین سکه مزن دیگر·کان کس که طلب دارد او کان ذهب بیند
ganjoor: sh617 · public domain