Dîvân de Shams› Ghazal 652› Distique 3 ← précédent · suivant →
Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۶۵۲
- گامی دو چنان آید کو راست نهادست وان گاه که داند که کجاهاش کشاند
G652:3
Votre langue
Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentaire sur ce distique
Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :
Le ghazal entier ↗
- 1 تدبیر کند بنده و تقدیر نداند·تدبیر به تقدیر خداوند نماند
- 2 بنده چو بیندیشد پیداست چه بیند·حیله بکند لیک خدایی نتواند
- 3 گامی دو چنان آید کو راست نهادست·وان گاه که داند که کجاهاش کشاند
- 4 استیزه مکن مملکت عشق طلب کن·کاین مملکتت از ملک الموت رهاند
- 5 باری تو بهل کام خود و نور خرد گیر·کاین کام تو را زود به ناکام رساند
- 6 اشکاری شه باش و مجو هیچ شکاری·کاشکار تو را باز اجل بازستاند
- 7 چون باز شهی رو به سوی طبله بازش·کان طبله تو را نوش دهد طبل نخواند
- 8 از شاه وفادارتر امروز کسی نیست·خر جانب او ران که تو را هیچ نراند
- 9 زندانی مرگند همه خلق یقین دان·محبوس تو را از تک زندان نرهاند
- 10 دانی که در این کوی رضا بانگ سگان چیست·تا هر که مخنث بود آناش برماند
- 11 حاشا ز سواری که بود عاشق این راه·که بانگ سگ کوی دلش را بطپاند
ganjoor: sh652 · public domain