Dîvân de Shams› Ghazal 715› Distique 7 ← précédent · suivant →
Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۷۱۵
- چون ماه نزارگشته شادیم کاندر پی آفتاب رادیم
G715:7
Votre langue
Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentaire sur ce distique
Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :
Le ghazal entier ↗
- 1 اول نظر ار چه سرسری بود·سرمایه و اصل دلبری بود
- 2 زان رنگ تو گشتهایم بیرنگ·زان سوی خرد هزار فرسنگ
- 3 رو کرده به چتر پادشاهی·وز نور مشارقش سپاهی
- 4 همچون مه بیپری پریدن·چون سایه به رو و سر دویدن
- 5 زان مه که نواخت مشتری را·جان داد بتان آزری را
- 6 گر هجده هزار عالم ای جان·پر گشت ز قال و قالم ای جان
- 7 چون ماه نزارگشته شادیم·کاندر پی آفتاب رادیم
- 8 ناموس شکستهایم و مستیم·صد توبه و عهد را شکستیم
- 9 زان جام شراب ارغوانی·زان چشمه آب زندگانی
- 10 فصلی به جز این چهار فصلش·نی فصل ربیع و اصل اصلش
- 11 خاموش که گفتنی نتان گفت·رازش باید ز راه جان گفت
ganjoor: sh715 · public domain