Dîvân de Shams› Ghazal 737› Distique 8 ← précédent
Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۷۳۷
- ای خنک جانی که لطف شمس تبریزی بیافت برگذشت از نه فلک بر لامکان باشنده شد
G737:8
Votre langue
Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentaire sur ce distique
Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :
Le ghazal entier ↗
- 1 نام آن کس بَر که مرده از جمالش زنده شد·گریههای جمله عالم در وصالش خنده شد
- 2 یاد آن کس کن که چون خوبی او رویی نمود·حسنهای جمله عالم حُسن او را بنده شد
- 3 جمله آب زندگانی زیر تختش میرود·هر کی خورد از آب جویش تا ابد پاینده شد
- 4 یک شبی خورشید پایهٔ تخت او را بوسه داد·لاجرم بر چرخ گردون تا ابد تابنده شد
- 5 زندگیِ عاشقانش جمله در افکندگیست·خاک طامع بهر این در زیر پا افکنده شد
- 6 آهوان را بوی مشک از طرهاش بر ناف زد·تا مشام شیر صید مرجها غرنده شد
- 7 بال و پر وهم عاشق زآتش دل چون بسوخت·همچو خورشید و قمر بیبال و پر پرنده شد
- 8 ای خنک جانی که لطف شمس تبریزی بیافت·برگذشت از نه فلک بر لامکان باشنده شد
ganjoor: sh737 · public domain