Dîvân de Shams› Ghazal 744› Distique 3 ← précédent · suivant →
Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۷۴۴
- چشم بد خستش ولیکن عاقبت محمود بود چشم بد با حفظ حق جز باطل و سودا نبود
G744:3
Votre langue
Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentaire sur ce distique
Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :
Le ghazal entier ↗
- 1 رو ترش کردی مگر دی بادهات گیرا نبود·ساقیت بیگانه بود و آن شه زیبا نبود
- 2 یا به قاصد رو ترش کردی ز بیم چشم بد·بر کدامین یوسف از چشم بد آن غوغا نبود
- 3 چشم بد خستش ولیکن عاقبت محمود بود·چشم بد با حفظ حق جز باطل و سودا نبود
- 4 هین مترس از چشم بد وان ماه را پنهان مکن·آن مه نادر که او در خانه جوزا نبود
- 5 در دل مردان شیرین جمله تلخیهای عشق·جز شراب و جز کباب و شکر و حلوا نبود
- 6 این شراب و نقل و حلوا هم خیال احولست·اندر آن دریای بیپایان به جز دریا نبود
- 7 یک زمان گرمی به کاری یک زمان سردی در آن·جز به فرمان حق این گرما و این سرما نبود
- 8 هین خمش کن در خموشی نعره میزن روح وار·تو کی دیدی زین خموشان کو به جان گویا نبود
ganjoor: sh744 · public domain