Dîvân de Shams Ghazal 81 Distique 9 ← précédent

Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۸۱

  1. گر زخم خوری بر رو، رو زخم دگر می‌جو رستم چه کند در صف دسته گل و نسرین را

G81:9

Votre langue

Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :

Commentaire sur ce distique

Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :

Le ghazal entier ↗

  1. 1 ای ساقی جان پر کن آن ساغر پیشین را·آن راهزن دل را آن راه‌بُر دین را
  2. 2 زان می که ز دل خیزد با روح درآمیزد·مخمور کند جوشش مر چشم خدابین را
  3. 3 آن بادهٔ انگوری مر امت عیسی را·و این بادهٔ منصوری مر امت یاسین را
  4. 4 خم‌هاست از آن باده، خم‌هاست از این باده·تا نشکنی آن خم را، هرگز نچشی این را
  5. 5 آن باده به جز یک‌دم دل را نکند بی‌غم·هرگز نکُشد غم را هرگز نکَنَد کین را
  6. 6 یک‌قطره از این ساغر کار تو کند چون زر·جانم به فدا باشد این ساغر زرین را
  7. 7 این حالت اگر باشد اغلب به سحر باشد·آن را که براندازد او بستر و بالین را
  8. 8 زنهار که یار بد از وسوسه نفریبد·تا نشکنی از سستی مر عهد سلاطین را
  9. 9 گر زخم خوری بر رو، رو زخم دگر می‌جو·رستم چه کند در صف دسته گل و نسرین را

ganjoor: sh81 · public domain