Dîvân de Shams Ghazal 850 Distique 7 ← précédent

Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۸۵۰

  1. یک ساقیی عیان شد آشوب آسمان شد می تلخ از آن زمان شد خیکش از آن دریدند

G850:7

Votre langue

Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :

Commentaire sur ce distique

Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :

Le ghazal entier ↗

  1. 1 یک خانه پر ز مستان مستان نو رسیدند·دیوانگان بندی زنجیرها دریدند
  2. 2 بس احتیاط کردیم تا نشنوند ایشان·گویی قضا دهل زد بانگ دهل شنیدند
  3. 3 جان‌های جمله مستان دل‌های دل پرستان·ناگه قفس شکستند چون مرغ برپریدند
  4. 4 مستان سبو شکستند بر خنب‌ها نشستند·یا رب چه باده خوردند یا رب چه مل چشیدند
  5. 5 من دی ز ره رسیدم قومی چنین بدیدم·من خویش را کشیدم ایشان مرا کشیدند
  6. 6 آن را که جان گزیند بر آسمان نشیند·او را دگر که بیند جز دیده‌ها که دیدند
  7. 7 یک ساقیی عیان شد آشوب آسمان شد·می تلخ از آن زمان شد خیکش از آن دریدند

ganjoor: sh850 · public domain