Dîvân de Shams› Ghazal 87› Distique 5 ← précédent · suivant →
Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۸۷
- مغزی که بد اندیشد آن نقص بسست ای جان سودای بپوسیده پوسیده سودا را
G87:5
Votre langue
Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentaire sur ce distique
Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :
Le ghazal entier ↗
- 1 جانا سر تو یارا مگذار چنین ما را·ای سرو روان بنما آن قامت بالا را
- 2 خرم کن و روشن کن این مفرش خاکی را·خورشید دگر بنما این گنبد خضرا را
- 3 رهبر کُنُ جانها را پرزر کُنُ کانها را·در جوش و خروش آور از زلزله دریا را
- 4 خورشید پناه آرد در سایه اقبالت·آری چه توان کردن آن سایه عنقا را
- 5 مغزی که بد اندیشد آن نقص بسست ای جان·سودای بپوسیده پوسیده سودا را
- 6 هم رحمت رحمانی هم مرهم و درمانی·درده تو طبیبانه آن دافع صفرا را
- 7 تو بلبل گلزاری تو ساقی ابراری·تو سرده اسراری هم بیسر و بیپا را
- 8 یا رب که چه داری تو کز لطف بهاری تو·در کار درآری تو سنگ و که خارا را
- 9 افروختهٔ نوری انگیختهٔ شوری·ننشاند صد طوفان آن فتنه و غوغا را
ganjoor: sh87 · public domain