Dîvân de Shams› Ghazal 873› Distique 7 ← précédent
Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۸۷۳
- چون لب خموش باشد دل صدزبان شود خاموش چند چند بخواهیش آزمود
G873:7
Votre langue
Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentaire sur ce distique
Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :
Le ghazal entier ↗
- 1 خفته نمود دلبر گفتم ز باغ زود·شفتالوی بدزدم او خود نخفته بود
- 2 خندید و گفت روبه آخر به زیرکی·از دست شیر صید کجا سهل درربود
- 3 مر ابر را که دوشد و آن جا که دررسد·الا مگر که ابر نماید به خویش جود
- 4 معدوم را کجاست به ایجاد دست و پا·فضل خدای بخشد معدوم را وجود
- 5 معدوم وار بنشین زیرا که در نماز·داد سلام نبود الا که در قعود
- 6 بر آتش آب چیره بود از فروتنی·کآتش قیام دارد و آب است در سجود
- 7 چون لب خموش باشد دل صدزبان شود·خاموش چند چند بخواهیش آزمود
ganjoor: sh873 · public domain