Dîvân de Shams Ghazal 919 Distique 2 ← précédent · suivant →

Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۹۱۹

  1. که عشق شیر سیاه‌ست تشنه و خون خوار به غیر خون دل عاشقان همی‌نچرد

G919:2

Votre langue

Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :

Commentaire sur ce distique

Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :

Le ghazal entier ↗

  1. 1 ببرد خواب مرا عشق و عشق خواب برد·که عشق جان و خرد را به نیم جو نخرد
  2. 2 که عشق شیر سیاه‌ست تشنه و خون خوار·به غیر خون دل عاشقان همی‌نچرد
  3. 3 به مهر بر تو بچفسد به سوی دام آرد·چو درفتادی از آن پس ز دور می‌نگرد
  4. 4 امیر دست درازست و شحنه بی‌باک·شکنجه می‌کند و بی‌گناه می‌فشرد
  5. 5 هر آنک در کفش آید چو ابر می‌گرید·هر آنک دور شد از وی چو برف می‌فسرد
  6. 6 هزار جام به هر لحظه خرد درشکند·هزار جامه به یک دم بدوزد و بدرد
  7. 7 هزار چشم بگریاند و فروخندد·هزار کس بکشد زار زار و یک شمرد
  8. 8 به کوه قاف اگر چه که خوش پرد سیمرغ·چو دام عشق ببیند فتد دگر نپرد
  9. 9 ز بند او نرهد کس به شید یا به جنون·ز دام او نرهد هیچ عاقلی به خرد
  10. 10 مخبط‌ست سخن‌های من از او گر نی·نمودمی به تو آن راه‌ها که می‌سپرد
  11. 11 نمودمی به تو کو شیر را چه سان گیرد·نمودمی که چگونه شکار را شکرد

ganjoor: sh919 · public domain