Dîvân de Shams› Ghazal 952› Distique 8 ← précédent · suivant →
Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۹۵۲
- ز مستیاش چه گمان بردمی که بعد از می ز هجر عربده کن آن خمار بازآید
G952:8
Votre langue
Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentaire sur ce distique
Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :
Le ghazal entier ↗
- 1 ز شمس دین طرب نوبهار بازآید·نشاط بلبله و سبزه زار بازآید
- 2 کرانه کرد دلم از نبیذ و از ساقی·چو وصل او بگشاید کنار بازآید
- 3 کبوتر دل من در شکار باز پرید·خنک زمانی کو از شکار بازآید
- 4 بگردد این رخ زردم چو صد هزار نگار·ز طبل دعوت من گر نگار بازآید
- 5 چو ملک حسن به روی مهم قرار گرفت·بود که سوی دلم زو قرار بازآید
- 6 چو خارخار دلم مینشیند از هوسش·که گلشنش بر این خار خار بازآید
- 7 چو مهرها که شود محو نطع آن گوهر·دغای عشق چو خانه قمار بازآید
- 8 ز مستیاش چه گمان بردمی که بعد از می·ز هجر عربده کن آن خمار بازآید
- 9 از این خمار مرا نیست غم اگر روزی·به دستم آن قدح پرشرار بازآید
- 10 هزار چشمه حیوان چه در شمار آید·اگر از او لطف بیشمار بازآید
- 11 سؤال کردم رخ را که چند زر باشی·که جان من ز زری تو زار بازآید
- 12 مرا جواب چو زر داد من زرم دایم·مگر که سیمبر خوش عیار بازآید
- 13 بگفتمش چو بماندی تو زنده بی آن جان·چه عذر آری چون آن عذار بازآید
- 14 من آن ندانم دانم که آه از تبریز·کز آتشش ز دلم الحذار بازآید
ganjoor: sh952 · public domain