Dîvân de Shams Ghazal 957 Distique 3 ← précédent · suivant →

Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۹۵۷

  1. ز صورت تو حکایت کنند یا ز صفت که هر یکی ز یکی خوشترست زهی بنیاد

G957:3

Votre langue

Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :

Commentaire sur ce distique

Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :

Le ghazal entier ↗

  1. 1 هزار جان مقدس فدای روی تو باد·که در جهان چو تو خوبی کسی ندید و نزاد
  2. 2 هزار رحمت دیگر نثار آن عاشق·که او به دام هوای چو تو شهی افتاد
  3. 3 ز صورت تو حکایت کنند یا ز صفت·که هر یکی ز یکی خوشترست زهی بنیاد
  4. 4 دلم هزار گره داشت همچو رشته سحر·ز سحر چشم خوشت آن همه گره بگشاد
  5. 5 بلندبین ز تو گشتست هر دو دیده عشق·ببین تو قوت شاگرد و حکمت استاد
  6. 6 نشسته‌ایم دل و عشق و کالبد پیشت·یکی خراب و یکی مست وان دگر دلشاد
  7. 7 به حکم تست بخندانی و بگریانی·همه چو شاخ درختیم و عشق تو چون باد
  8. 8 به باد زرد شویم و به باد سبز شویم·تو راست جمله ولایت تو راست جمله مراد
  9. 9 کلوخ و سنگ چه داند بهار جز اثری·بهار را ز چمن پرس و سنبل و شمشاد

ganjoor: sh957 · public domain