Dîvân de Shams› Ghazal 98› Distique 11 ← précédent · suivant →
Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۹۸
- هر دل که نلرزیدت و هر چشم که نگریست یا رب خبرش ده تو از این عیش و تماشا
G98:11
Votre langue
Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentaire sur ce distique
Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :
Le ghazal entier ↗
- 1 ای از نظرت مست شده اسم و مسمّا·ای یوسف جان گشته ز لبهات شکرخا
- 2 ما را چه از آن قصّه که گاو آمد و خر رفت؟·هین وقت لطیف است از آن عربده بازآ
- 3 ای شاه تو شاهی کن و آراستهکن بزم·ای جان ولیِ نعمت هر وامق و عذرا
- 4 هم دایه جانهایی و هم جوی می و شیر·هم جنّت فردوسی و هم سدره خضرا
- 5 جز این بنگوییم وگر نیز بگوییم·گویند خسیسان که محالست و علالا
- 6 خواهی که بگویم بده آن جام صبوحی·تا چرخ به رقص آید و صد زهره زهرا
- 7 هر جا ترشی باشد اندر غم دنیا·میغُرّد و میبُرّد از آن جای دل ما
- 8 برخیز بخیلا نه درِ خانه فروبند·کان جا که توی خانه شود گلشن و صحرا
- 9 این مه ز کجا آمد وین روی چه روی است؟·این نور خداییست تبارک و تعالی
- 10 هم قادر و هم قاهر و هم اول و آخر·اول غم و سودا و به آخر ید بیضا
- 11 هر دل که نلرزیدت و هر چشم که نگریست·یا رب خبرش ده تو از این عیش و تماشا
- 12 تا شید برآرد وی و آید به سر کوی·فریاد برآرد که تمنیت تمنا
- 13 نگذاردش آن عشق که سر نیز بخارد·شاباش زهی سلسله و جذب و تقاضا
- 14 در شهر چو من گول مگر عشق ندیدهست·هر لحظه مرا گیرد این عشق ز بالا
- 15 هر داد و گرفتی که ز بالاست لطیفست·گر حاذق جدّ است وگر عشوه تیبا
ganjoor: sh98 · public domain