पढ़िए› दफ़्तर 6› किताब अल-मुवतद अल-करीम का पूरा होना› शेर 14

M6:14 — مه فشاند نور و سگ عو عو کند / هر کسی بر خلقت خود می‌تند

مه فشاند نور و سگ عو عو کندهر کسی بر خلقت خود می‌تند
चाँदनी बिखेरे चाँद और कुत्ता भौं-भौं करे,हर कोई अपनी ही फ़ितरत की चादर बुने।
यह शेर बताता है कि हर प्राणी, चाहे वह महान हो या तुच्छ, अपने स्वभाव और प्रकृति के अनुसार ही काम करता है, और एक का काम दूसरे के काम में बाधा नहीं डालता।

M6:14

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — उनके रिकॉर्ड किए गए मसनवी व्याख्यानों से

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ماه نور خود را می‌پراکند و سگ عوعو می‌کند؛ هر کس بر اساس سرشت و طینت خود عمل می‌کند. معنا: این بیت بیان می‌کند که هر موجودی، چه بلندمرتبه و چه فرومایه، بنا بر ماهیت و خلقت خویش رفتار می‌کند و این کار بر دیگری تأثیری ندارد.

شرح

این بیت، که در بسترِ دعوت پیامبران و اولیا به حق و مواجهه با انکار و مخالفت سفلگان آمده است، یک حقیقت بنیادین در جهان‌بینی مولانا را آشکار می‌کند: هر موجودی، از بلندترین تا فرومایه‌ترین، بر اساس سرشت و خلقت خود رفتار می‌کند و این تقدیر ازلی، بر روند کار دیگران بی‌تأثیر است. مثال ماه و سگ، تمثیلی رسا از این اصل است.

من معتقدم، مولانا در اینجا نه تنها یک توصیف از جهان، که یک دستورالعمل روانی و وجودی به ما می‌دهد. ماه، نماد نورانیت، کمال و لطف الهی است. کارش نورافشانی است. سگ، که در اینجا به معنای موجودی فرومایه و معترض به کار می‌رود، کارش عوعو کردن و ایجاد مزاحمت است. آیا عوعوی سگ می‌تواند مسیر و ماهیت ماه را تغییر دهد؟ هرگز! ماه همچنان نور می‌افشاند و سگ همچنان عوعو می‌کند. این دو، هر یک بر "خلقت خود می‌تند"؛ یعنی بر اساس آنچه آفریده شده‌اند، تار و پود وجود خود را می‌ریسند و کنش می‌کنند.

این یک نظام تقابلی نیست، بلکه یک نظامِ تعادلی است. همان‌طور که مولانا در ادامه می‌گوید: «هر کسی را خدمتی داده قضا / درخور آن گوهرش در ابتلا». قضای الهی، یعنی مدیریت حکیمانهٔ عالم، هر موجودی را به خدمتی گماشته و بر اساس گوهر و ذاتش او را می‌آزماید. وجود عناصر متضاد و حتی به ظاهر مضر، بخشی از این تدبیر حکیمانه است. همان‌گونه که سرکه و انگبین در سکنجبین، با وجود تضاد در طعم و مزاج، با هم آمیخته و یک "شیء ثالث مفید" را پدید می‌آورند؛ عناصر متضاد جهان نیز در کنار هم، نظام هستی را کامل می‌کنند. قهر الهی (سرکه) و لطف الهی (انگبین) هر دو ارکان این عالمند و نمی‌توان یکی را حذف کرد.

درس مولانا در اینجاست که ما نباید از "عوعوی سگان" یعنی مخالفت‌ها، انکارها و بدگویی‌ها، از مسیر اصلی خود بازمانیم. آنکه ماموریت نورافشانی دارد، باید نور بتاباند و آنکه کارش اعتراض و مزاحمت است، در همان مدار خود می‌گردد. همان‌طور که نوح (ع) نهصد سال دعوت می‌کرد و انکار قومش می‌افزود، اما از گفتن بازنماند. چرا که "گفت از بانگ و علالای سگان / هیچ واگردد ز راهی کاروان؟". خیر، کاروان راه خود را می‌رود و ماه نور خود را می‌افشاند. وظیفه ما عمل به "خلقت خود" است، فارغ از هیاهو و ناهنجاری‌های محیط. این است درس استقامت، خودشناسی و اعتماد به حکمت الهی در کائنات.

نکات کلیدی

  • هر موجودی بر اساس ماهیت و سرشت خود عمل می‌کند، بی‌آنکه از دیگری تأثیر پذیرد یا کارش را مختل کند.
  • وجود اضداد و عناصر به ظاهر نامطلوب در جهان، بخشی از تدبیر حکیمانهٔ الهی و برای حفظ تعادل نظام هستی است.
  • مؤمن و سالک نباید از مخالفت‌ها و عوعوی سگانِ زمانه، از راه و مقصد اصلی خود باز بماند؛ کاروان راه خود را می‌رود.
  • درس این بیت، استقامت و پایداری در مسیر نورافشانی و عمل به وظیفهٔ ذاتی است.
  • خودشناسی و فهم جایگاه خویش در نظام خلقت، کلید درک این حکمت و پرهیز از گله و شکایت است.

Sources: d6-s01 · 00:45:03 d6-s01 · 00:47:25 d6-s01 · 00:50:51 d6-s47 · 00:41:01

❋

به زبانِ تو — आपकी भाषा · AI

❋

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.