पढ़िए› दफ़्तर 6› किताब अल-मुवतद अल-करीम का पूरा होना› शेर 16

M6:16 — چونک نگذارد سگ آن نعرهٔ سقم / من مهم سیران خود را چون هلم

چونک نگذارد سگ آن نعرهٔ سقممن مهم سیران خود را چون هلم
जब कुत्ता अपनी वो बीमार चीख़ नहीं छोड़ता,तो मैं अपने अहम मुसाफ़िरों को कैसे छोड़ दूँ?
रूमी, अपनी तुलना चाँद से करते हुए कहते हैं कि जैसे चाँद कुत्तों के भौंकने से रौशनी देना नहीं छोड़ता, वैसे ही वे भी निंदकों के शोर के कारण अपने आध्यात्मिक साधकों का मार्गदर्शन करना बंद नहीं करेंगे।

M6:16

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — उनके रिकॉर्ड किए गए मसनवी व्याख्यानों से

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: چون سگ از نعرهٔ بیماری‌زای خود بازنمی‌ایستد، من چگونه می‌توانم مسافران و سیرکنندگان خود را رها کنم؟ معنا: مولانا در این بیت، خود را به ماه تشبیه می‌کند که نورافشانی‌اش را به خاطر غوغای سگان رها نمی‌کند و می‌گوید او نیز ارشاد سالکان را به خاطر بدگویان متوقف نخواهد ساخت.

شرح

این بیت یکی از روشن‌ترین تمثیل‌ها برای قاطعیت سالک و راهبر معنوی در مثنوی است. مولانا در اینجا خود را به ماه تشبیه می‌کند — همان «بدر»ی که در بیت پیشین (M6:15) از آن یاد می‌کند — و سگ را نمادی از منتقدان، بدگویان، یا هر نیروی منفی که قصد اخلال در مسیر معنوی را دارد. پرسش بلاغی مولانا این است: آیا ماه به خاطر غوغای سگان از سیر و نورافشانی خود بازمی‌ایستد؟ بی‌گمان نه.

من این را همان‌طور که مولانا خود می‌فرماید، بیانی از «هر کسی بر خلقت خود می‌تند» می‌دانم. قضا و تدبیر الهی، هر موجودی را به خدمتی گماشته و گوهر وجودی او را در بوتهٔ امتحان آن خدمت می‌نهد. سگ بنا بر خلقت خود، نعره سر می‌دهد — نعره‌ای که مولانا آن را «نعرهٔ سقم» یا بیماری‌زا می‌نامد، یعنی آزاردهنده و مضر برای جان. اما ماه نیز بنا بر خلقت خود، نور می‌افشاند و سیر خود را ادامه می‌دهد. نمی‌توان سگ‌ها را از عالم حذف کرد تا فقط ماه‌ها بمانند؛ خوب و بد، قهر و لطف، همه با هم در نظام هستی حضوری متوازن دارند.

این نکته‌ای عمیق در جهان‌بینی مولاناست که نه تنها پدیده‌های خوب و بد هر دو در عالم وجود دارند، بلکه در یک نسبت و توازن خاصی آفریده شده‌اند. مثال معروف سکنجبین (M6:17-18) که مولانا بلافاصله پس از این ابیات می‌آورد، مؤید همین نکته است. در سکنجبین، سرکه (که نمادی از قهر و سختی‌هاست) و انگبین (که نمادی از لطف و شیرینی‌هاست) هر دو ارکان اصلی هستند. حکمت تدبیر الهی اقتضا می‌کند که این دو با هم آمیخته شوند و محصولی متوازن و نافع پدید آورند. سرکهٔ جهان، گاه به ظاهر مضر است، اما برای خود حسابی دارد و در نسبت با انگبین، معنا و کارکرد می‌یابد. ما نمی‌توانیم سرکه‌ها را دور بریزیم و فقط انگبین بخواهیم.

از این روست که مولانا تاکید می‌کند که در این جهان، قهر و لطف الهی، یا همان سرکه و انگبین، همواره جاری‌اند. او، چون ماه، وظیفهٔ روشنگری و هدایت «سیران» خود را به عهده دارد و نعره‌های سگ‌صفتان نمی‌تواند و نباید او را از این وظیفه بازدارد. این پایداری، نشان‌دهندهٔ یک آرامش وجودی و اطمینان به نظام احسن الهی است که راهبر معنوی را از هرگونه اضطراب و توقف بازمیدارد.

نکات کلیدی

  • رهبر معنوی، مانند ماه، نباید نورافشانی خود را به دلیل بدگویی‌ها متوقف کند.
  • در جهان‌بینی مولانا، سگ و ماه، خیر و شر، و قهر و لطف الهی در یک نظام متوازن و ضروری با یکدیگر حضور دارند.
  • «هر کسی بر خلقت خود می‌تند»؛ هر موجودی وظیفهٔ ذاتی خود را انجام می‌دهد، فارغ از قضاوت دیگران.
  • نعرهٔ «سقم» یا بیماری‌زای منتقدان، قدرت ممانعت از سیر روشنگرانهٔ سالک را ندارد.
  • این بیت، نمادی از قاطعیت، پایداری و اطمینان به مسیر الهی است که رهبر باید از خود نشان دهد.

Sources: d6-s01 · 00:47:25 d6-s01 · 00:48:40 d6-s01 · 00:50:51 d6-s01 · 00:45:03

❋

به زبانِ تو — आपकी भाषा · AI

❋

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.