पढ़िए दफ़्तर 6 उन्हें इस किले के महल में चीन के राजा की बेटी की तस्वीर देखना, और तीनों का बेहोश हो जाना, और फितने में पड़ना, और यह छानबीन करना कि यह तस्वीर किसकी है शेर 3776

M6:3776 — ز امر شاه خویش بیرون آمدیم / با عنایات پدر یاغی شدیم

ز امر شاه خویش بیرون آمدیمبا عنایات پدر یاغی شدیم
✦ इस बैत को हिन्दी में प्रस्तुत करें

M6:3776

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — उनके रिकॉर्ड किए गए मसनवी व्याख्यानों से

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ما از فرمان پادشاه خود سرپیچی کردیم و با وجود لطف‌های پدرمان، سرکشی پیشه کردیم. معنا: این بیت اعتراف می‌کند که چگونه اعتماد بیش از حد به عقل خود و نادیده گرفتن راهنمایی و لطف بزرگان، به سرکشی و افتادن در دام بلا می‌انجامد.

شرح

این بیت، از زبان جوانانی که به واسطهٔ غرور و خودرأیی به بلایی گرفتار آمده‌اند، سخن می‌گوید. آنها درمی‌یابند که "ز امر شاه خویش بیرون آمدیم / با عنایات پدر یاغی شدیم"؛ یعنی، از فرمان و راهنمایی پادشاه و پدری که مظهر لطف و رحمت بی‌دریغ بود، سرپیچی کردند و عصیان ورزیدند. اعتراف آنها به "سهل دانستیم قول شاه را / آن عنایت‌های بی‌اشباه را" نشان از آن دارد که نصیحت‌ها و لطف‌های بی‌همتای الهی را ساده انگاشتند و ارزش آنها را ندانستند. نتیجه این خودبینی، افتادن در "خندق" بلاست: "نک درافتادیم در خندق همه / کشته و خستهٔ بلا بی‌ملحمه". آنها بدون هیچ جنگ و نزاعی، فقط به دلیل خطا در تشخیص و اعتماد به خویش، زخم‌خورده و هلاک شده‌اند. ریشهٔ این بلا، آنچنان که مولانا تصریح می‌کند، "تکیه بر عقل خود و فرهنگ خویش" است. اینجاست که مولانا یکی از عمیق‌ترین نقدهای خود را بر عقل خودبنیاد و رهاشده مطرح می‌کند. من همواره گفته‌ام که عقل ما، با وجود نفاست و اهمیت بی‌اندازه‌اش، به شدت آسیب‌پذیر است. این عقل آیا سالم است یا بیمار؟ آیا کامل است یا ناقص؟ و از آن مهم‌تر، آیا آزاد است یا بردهٔ عواطف، منافع و خواسته‌های نفسانی شده است؟ چه کسی می‌تواند تضمین کند که عقلش از این آفات رهاست؟ مولانا به درستی اشاره می‌کند که ما "بی‌مرض دیدیم خویش و بی‌رق"؛ یعنی خود را بی‌نقص و فارغ از بندگی‌های پنهان انگاشتیم. یکی از اساسی‌ترین کارکردهای انبیا و اولیا، آزادی‌بخشی عقل است. آنها بیش از آنکه به آزادی‌های سیاسی و اجتماعی بیندیشند، به رهایی خرد از قید و بندهای جهل، تعصب، هوا و هوس می‌پردازند. عقل انسان، بسان میوه‌ای رسیده و شیرین است که صدها آفت و کرم در کمین آن نشسته‌اند. تکیه بر چنین عقلی، بدون مراقبت و وارسی مداوم، عین خودکشی است. این دقیقاً همان نکته‌ای است که مولانا در اینجا بر آن انگشت می‌گذارد: خطای ما در آن بود که به عقل خویش تکیه کردیم، عقلی که ممکن است بیمار و برده باشد، و این تکیه به تنهایی، بلایی عظیم برایمان به بار آورد.

نکات کلیدی

  • اعتماد بی‌جا به عقل خود، بدون ارزیابی وضعیت آن (بیمار یا سالم، برده یا آزاد)، منجر به بلا می‌شود.
  • انبیا و اولیا بیش از هر چیز به آزادی خرد از قید نفس و هوا می‌اندیشیدند.
  • نصیحت‌ها و لطف‌های الهی را نباید ساده انگاشت؛ نادیده گرفتن آنها عواقب وخیمی دارد.
  • عقل، با همهٔ ارزشمندی‌اش، آسیب‌پذیر است و نیاز به مراقبت مداوم دارد تا از آفات خودبینی و بندگی رها شود.

Sources: d6-s84 · 03:18:18 d6-s84 · 03:26:37

به زبانِ تو — आपकी भाषा · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.