पढ़िए› दफ़्तर 6› अनुभाग 107 ← पिछला · अगला →
بخش ۱۰۷ - دیدن ایشان در قصر این قلعهٔ ذات الصور نقش روی دختر شاه چین را و بیهوش شدن هر سه و در فتنه افتادن و تفحص کردن کی این صورت کیست
उन्हें इस किले के महल में चीन के राजा की बेटी की तस्वीर देखना, और तीनों का बेहोश हो जाना, और फितने में पड़ना, और यह छानबीन करना कि यह तस्वीर किसकी है
- M6:3758 این سخن پایان ندارد آن گروهصورتی دیدند با حسن و شکوه
- M6:3759 خوبتر زان دیده بودند آن فریقلیک زین رفتند در بحر عمیق ❋
- M6:3760 زانک افیونشان درین کاسه رسیدکاسهها محسوس و افیون ناپدید ❋
- M6:3761 کرد فعل خویش قلعهٔ هشرباهر سه را انداخت در چاه بلا ❋
- M6:3762 تیر غمزه دوخت دل را بیکمانالامان و الامان ای بیامان ❋
- M6:3763 قرنها را صورت سنگین بسوختآتشی در دین و دلشان بر فروخت ❋
- M6:3764 چونک روحانی بود خود چون بودفتنهاش هر لحظه دیگرگون بود ❋
- M6:3765 عشق صورت در دل شهزادگانچون خلش میکرد مانند سنان ❋
- M6:3766 اشک میبارید هر یک همچو میغدست میخایید و میگفت ای دریغ ❋
- M6:3767 ما کنون دیدیم شه ز آغاز دیدچندمان سوگند داد آن بیندید ❋
- M6:3768 انبیا را حق بسیارست از آنکه خبر کردند از پایانمان ❋
- M6:3769 کاینچ میکاری نروید جز که خاروین طرف پری نیابی زو مطار ❋
- M6:3770 تخم از من بر که تا ریعی دهدبا پر من پر که تیر آن سو جهد ❋
- M6:3771 تو ندانی واجبی آن و هستهم تو گویی آخر آن واجب بدست ❋
- M6:3772 او توست اما نه این تو آن توستکه در آخر واقف بیرونشوست ❋
- M6:3773 توی آخر سوی توی اولتآمدست از بهر تنبیه و صلت ❋
- M6:3774 توی تو در دیگری آمد دفینمن غلام مرد خودبینی چنین ❋
- M6:3775 آنچ در آیینه میبیند جوانپیر اندر خشت بیند بیش از آن ❋
- M6:3776 ز امر شاه خویش بیرون آمدیمبا عنایات پدر یاغی شدیم ❋
- M6:3777 سهل دانستیم قول شاه راوان عنایتهای بی اشباه را ❋
- M6:3778 نک در افتادیم در خندق همهکشته و خستهٔ بلا بی ملحمه ❋
- M6:3779 تکیه بر عقل خود و فرهنگ خویشبودمان تا این بلا آمد به پیش ❋
- M6:3780 بیمرض دیدیم خویش و بی ز رقآنچنان که خویش را بیمار دق ❋
- M6:3781 علت پنهان کنون شد آشکاربعد از آنک بند گشتیم و شکار ❋
- M6:3782 سایهٔ رهبر بهست از ذکر حقیک قناعت به که صد لوت و طبق ❋
- M6:3783 چشم بینا بهتر از سیصد عصاچشم بشناسد گهر را از حصا ❋
- M6:3784 در تفحص آمدند از اندهانصورت کی بود عجب این در جهان
- M6:3785 بعد بسیاری تفحص در مسیرکشف کرد آن راز را شیخی بصیر ❋
- M6:3786 نه از طریق گوش بل از وحی هوشرازها بد پیش او بی رویپوش ❋
- M6:3787 گفت نقش رشک پروینست اینصورت شهزادهٔ چینست این ❋
- M6:3788 همچو جان و چون جنین پنهانست اودر مکتم پرده و ایوانست او ❋
- M6:3789 سوی او نه مرد ره دارد نه زنشاه پنهان کرد او را از فتن ❋
- M6:3790 غیرتی دارد ملک بر نام اوکه نپرد مرغ هم بر بام او ❋
- M6:3791 وای آن دل کش چنین سودا فتادهیچ کس را این چنین سودا مباد ❋
- M6:3792 این سزای آنک تخم جهل کاشتوآن نصیحت را کساد و سهل داشت ❋
- M6:3793 اعتمادی کرد بر تدبیر خویشکه برم من کار خود با عقل پیش ❋
- M6:3794 نیم ذره زان عنایت به بودکه ز تدبیر خرد سیصد رصد ❋
- M6:3795 ترک مکر خویشتن گیر ای امیرپا بکش پیش عنایت خوش بمیر ❋
- M6:3796 این به قدر حیلهٔ معدود نیستزین حیل تا تو نمیری سود نیست ❋