दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 1022 शेर 7 ← पिछला

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۰۲۲

  1. قطره دریای منی دم چه زنی بیش غرقه شو و جان صدف پر ز گهر دار

G1022:7

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 دی سحری بر گذری گفت مرا یار·شیفته و بی‌خبری چند از این کار
  2. 2 چهره من رشک گل و دیده خود را·کرده پر از خون جگر در طلب خار
  3. 3 گفتم کی پیش قدت سرو نهالی·گفتم کی پیش رخت شمع فلک تار
  4. 4 گفتم کی زیر و زبر چرخ و زمینت·نیست عجب گر بر تو نیست مرا بار
  5. 5 گفت منم جان و دلت خیره چه باشی·دم مزن و باش بر سیمبرم زار
  6. 6 گفتم کی از دل و جان برده قراری·نیست مرا تاب سکون گفت به یک بار
  7. 7 قطره دریای منی دم چه زنی بیش·غرقه شو و جان صدف پر ز گهر دار

ganjoor: sh1022 · public domain