दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1421› शेर 3 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۴۲۱
- چو دخلم از لبی دادی که پاک آمد ز بیدادی کی داند وسعت خرجم کجا گشتهست هر خر جم
G1421:3
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 بیا بشنو که من پیش و پس اسبت چرا گردم·ازیرا نعل اسبت را به هنگام چرا گردم
- 2 امانی از ندم دادی نه لافیدی نه دم دادی·زهی عیسی دم فردم زهی با کر و با فر دم
- 3 چو دخلم از لبی دادی که پاک آمد ز بیدادی·کی داند وسعت خرجم کجا گشتهست هر خر جم
- 4 چو دیدم داد و جود تو شدم محو وجود تو·یکی رنگی برآوردم که گویی باغ را وردم
- 5 تو داوود جوانمردی امام قدّرَ السَّردی·چو من محصون آن سردم برون از گرم و از سردم
- 6 چو عکس جیش حسن تو طراد آورد بر نقشم·برون جستم ز فکرت من نه در عکسم نه در طردم
- 7 خمش کن کاندر این وادی شرابی بود جاویدی·رواق و درد او خوردم که هر دو بود درخوردم
ganjoor: sh1421 · public domain