दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1451› शेर 3 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۴۵۱
- من تشنه آن یارم گر خفته و بیدارم با نقش خیال او همراهم و هم جفتم
G1451:3
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 گر تو بنمی خسپی بنشین تو که من خفتم·تو قصه خود می گو من قصه خود گفتم
- 2 بس کردم از دستان زیرا مثل مستان·از خواب به هر سویی می خنبم و می افتم
- 3 من تشنه آن یارم گر خفته و بیدارم·با نقش خیال او همراهم و هم جفتم
- 4 چون صورت آیینه من تابع آن رویم·زان رو صفت او را بنمودم و بنهفتم
- 5 آن دم که بخندید او من نیز بخندیدم·وان دم که برآشفت او من نیز برآشفتم
- 6 باقیش بگو تو هم زیرا که ز بحر توست·درهای معانی که در رشته دم سفتم
ganjoor: sh1451 · public domain