दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 1451 शेर 4 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۴۵۱

  1. چون صورت آیینه من تابع آن رویم زان رو صفت او را بنمودم و بنهفتم

G1451:4

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 گر تو بنمی خسپی بنشین تو که من خفتم·تو قصه خود می گو من قصه خود گفتم
  2. 2 بس کردم از دستان زیرا مثل مستان·از خواب به هر سویی می خنبم و می افتم
  3. 3 من تشنه آن یارم گر خفته و بیدارم·با نقش خیال او همراهم و هم جفتم
  4. 4 چون صورت آیینه من تابع آن رویم·زان رو صفت او را بنمودم و بنهفتم
  5. 5 آن دم که بخندید او من نیز بخندیدم·وان دم که برآشفت او من نیز برآشفتم
  6. 6 باقیش بگو تو هم زیرا که ز بحر توست·درهای معانی که در رشته دم سفتم

ganjoor: sh1451 · public domain