दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1472› शेर 3 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۴۷۲
- شب و روز دویدم ز شب و روز بریدم و زین چرخ بپرسید که چون تیر بجستم
G1472:3
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 دگربار دگربار ز زنجیر بجستم·از این بند و از این دام زبون گیر بجستم
- 2 فلک پیر دوتایی پر از سحر و دغایی·به اقبال جوان تو از این پیر بجستم
- 3 شب و روز دویدم ز شب و روز بریدم·و زین چرخ بپرسید که چون تیر بجستم
- 4 من از غصه چه ترسم چو با مرگ حریفم·ز سرهنگ چه ترسم چو از میر بجستم
- 5 به اندیشه فروبرد مرا عقل چهل سال·به شصت و دو شدم صید و ز تدبیر بجستم
- 6 ز تقدیر همه خلق کر و کور شدستند·ز کر و فر تقدیر و ز تقدیر بجستم
- 7 برون پوست درون دانه بود میوه گرفتار·ازان پوست وزان دانه چو انجیر بجستم
- 8 ز تأخیر بود آفت و تعجیل ز شیطان·ز تعجیل دلم رست و ز تأخیر بجستم
- 9 ز خون بود غذا اول و آخر شد خون شیر·چو دندان خرد رست از آن شیر بجستم
- 10 پی نان بدویدم یکی چند به تزویر·خدا داد غذایی که ز تزویر بجستم
- 11 خمش باش خمش باش به تفصیل مگو بیش·ز تفسیر بگویم ز تف سیر بجستم
ganjoor: sh1472 · public domain