दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 1472 शेर 7 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۴۷۲

  1. برون پوست درون دانه بود میوه گرفتار ازان پوست وزان دانه چو انجیر بجستم

G1472:7

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 دگربار دگربار ز زنجیر بجستم·از این بند و از این دام زبون گیر بجستم
  2. 2 فلک پیر دوتایی پر از سحر و دغایی·به اقبال جوان تو از این پیر بجستم
  3. 3 شب و روز دویدم ز شب و روز بریدم·و زین چرخ بپرسید که چون تیر بجستم
  4. 4 من از غصه چه ترسم چو با مرگ حریفم·ز سرهنگ چه ترسم چو از میر بجستم
  5. 5 به اندیشه فروبرد مرا عقل چهل سال·به شصت و دو شدم صید و ز تدبیر بجستم
  6. 6 ز تقدیر همه خلق کر و کور شدستند·ز کر و فر تقدیر و ز تقدیر بجستم
  7. 7 برون پوست درون دانه بود میوه گرفتار·ازان پوست وزان دانه چو انجیر بجستم
  8. 8 ز تأخیر بود آفت و تعجیل ز شیطان·ز تعجیل دلم رست و ز تأخیر بجستم
  9. 9 ز خون بود غذا اول و آخر شد خون شیر·چو دندان خرد رست از آن شیر بجستم
  10. 10 پی نان بدویدم یکی چند به تزویر·خدا داد غذایی که ز تزویر بجستم
  11. 11 خمش باش خمش باش به تفصیل مگو بیش·ز تفسیر بگویم ز تف سیر بجستم

ganjoor: sh1472 · public domain