दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 1517 शेर 3 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۵۱۷

  1. منم در موج دریاهای عشقت مرا گویی کجایی؟ من چه دانم

G1517:3

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 مرا گویی که‌رایی؟ من چه دانم·چنین مجنون چرایی؟ من چه دانم
  2. 2 مرا گویی بدین زاری که هستی·به عشقم چون برآیی؟ من چه دانم
  3. 3 منم در موج دریاهای عشقت·مرا گویی کجایی؟ من چه دانم
  4. 4 مرا گویی به قربان‌گاهِ جان‌ها·نمی‌ترسی که آیی؟ من چه دانم
  5. 5 مرا گویی اگر کشتهٔ خدایی·چه داری از خدایی؟ من چه دانم
  6. 6 مرا گویی چه می‌جویی دگر تو·ورای روشنایی؟ من چه دانم
  7. 7 مرا گویی تو را با این قفس چیست·اگر مرغ هوایی؟ من چه دانم
  8. 8 مرا راه صوابی بود گم شد·ار آن تُرکِ خَتایی من چه دانم
  9. 9 بلا را از خوشی نشناسم ایرا·به غایت خوش بلایی من چه دانم
  10. 10 شبی بربود ناگه شمس تبریز·ز من یکتا دو تایی من چه دانم

ganjoor: sh1517 · public domain