दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1517› शेर 9 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۵۱۷
- بلا را از خوشی نشناسم ایرا به غایت خوش بلایی من چه دانم
G1517:9
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 مرا گویی کهرایی؟ من چه دانم·چنین مجنون چرایی؟ من چه دانم
- 2 مرا گویی بدین زاری که هستی·به عشقم چون برآیی؟ من چه دانم
- 3 منم در موج دریاهای عشقت·مرا گویی کجایی؟ من چه دانم
- 4 مرا گویی به قربانگاهِ جانها·نمیترسی که آیی؟ من چه دانم
- 5 مرا گویی اگر کشتهٔ خدایی·چه داری از خدایی؟ من چه دانم
- 6 مرا گویی چه میجویی دگر تو·ورای روشنایی؟ من چه دانم
- 7 مرا گویی تو را با این قفس چیست·اگر مرغ هوایی؟ من چه دانم
- 8 مرا راه صوابی بود گم شد·ار آن تُرکِ خَتایی من چه دانم
- 9 بلا را از خوشی نشناسم ایرا·به غایت خوش بلایی من چه دانم
- 10 شبی بربود ناگه شمس تبریز·ز من یکتا دو تایی من چه دانم
ganjoor: sh1517 · public domain