दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 1842 शेर 4 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۸۴۲

  1. گرد فلک همی‌دوم پر و تهی همی‌شوم زانک قرار برده‌ای ای دل و جان ز جان من

G1842:4

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 چهره شرمگین تو بستد شرمگان من·شور تو کرد عاقبت فتنه و شر مکان من
  2. 2 مه که نشانده تو است لابه کنان به پیش تو·پیش خودم نشان دمی ای شه خوش نشان من
  3. 3 در ره تو کمین خسم از ره دور می رسم·ای دل من به دست تو بشنو داستان من
  4. 4 گرد فلک همی‌دوم پر و تهی همی‌شوم·زانک قرار برده‌ای ای دل و جان ز جان من
  5. 5 گرد تو گشتمی ولی گرد کجاست مر تو را·گرد در تو می دوم ای در تو امان من
  6. 6 عشق برید ناف من بر تو بود طواف من·لاف من و گزاف من پیش تو ترجمان من
  7. 7 گه همه لعل می شوم گاه چو نعل می شوم·تا کرمت بگویدم باز درآ به کان من
  8. 8 گفت مرا که چند چند سیر نگشتی از سخن·زانک سوی تو می رود این سخن روان من

ganjoor: sh1842 · public domain