दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1842› शेर 6 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۸۴۲
- عشق برید ناف من بر تو بود طواف من لاف من و گزاف من پیش تو ترجمان من
G1842:6
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 چهره شرمگین تو بستد شرمگان من·شور تو کرد عاقبت فتنه و شر مکان من
- 2 مه که نشانده تو است لابه کنان به پیش تو·پیش خودم نشان دمی ای شه خوش نشان من
- 3 در ره تو کمین خسم از ره دور می رسم·ای دل من به دست تو بشنو داستان من
- 4 گرد فلک همیدوم پر و تهی همیشوم·زانک قرار بردهای ای دل و جان ز جان من
- 5 گرد تو گشتمی ولی گرد کجاست مر تو را·گرد در تو می دوم ای در تو امان من
- 6 عشق برید ناف من بر تو بود طواف من·لاف من و گزاف من پیش تو ترجمان من
- 7 گه همه لعل می شوم گاه چو نعل می شوم·تا کرمت بگویدم باز درآ به کان من
- 8 گفت مرا که چند چند سیر نگشتی از سخن·زانک سوی تو می رود این سخن روان من
ganjoor: sh1842 · public domain