दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1854› शेर 4 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۸۵۴
- ببین جانهای آن شیران در آن بیشه ز اجل لرزان کز آن شیر اجل شیران نمیمیزند الا خون
G1854:4
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 چه دانی تو خراباتی که هست از شش جهت بیرون·خرابات قدیم است آن و تو نو آمده اکنون
- 2 نباشد مرغ خودبین را به باغ بیخودان پروا·نشد مجنون آن لیلی به جز لیلی صد مجنون
- 3 هزاران مجلس است آن سو و این مجلس از آن سوتر·که این بیچونتر است اندر میان عالم بیچون
- 4 ببین جانهای آن شیران در آن بیشه ز اجل لرزان·کز آن شیر اجل شیران نمیمیزند الا خون
- 5 بسی سیمرغ ربانی که تسبیحش اناالحق شد·بسوزد پر و بال او اگر یک پر زند آن سون
- 6 وزیر و حاجب و محمود ایازی را شده چاکر·که آن جا کو قدم دارد بود سرهای مردان دون
- 7 تو معذوری در انکارت که آن جا می شود حیران·جنید و شیخ بسطامی شقیق و کرخی و ذالنون
- 8 ازیرا راه نتوان برد سوی آفتاب ای جان·مگر کان آفتاب از خود برآید سوی این هامون
- 9 مگر هم لطف شمس الدین تبریزیت برهاند·وگر نی این غزل می خوان و بر خود می دم این افسون
ganjoor: sh1854 · public domain