दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 2249 शेर 4 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۲۴۹

  1. فتاده آتش خواب اندر این نیستان‌ها تو آمده که حدیث لب چو شکر گو

G2249:4

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 به وقت خواب بگیری مرا که هین برگو·چو اشتهای سماعت بود بگه‌تر گو
  2. 2 چو من ز خواب سر و پای خویش گم کردم·تو گوش من بگشایی که قصه از سر گو
  3. 3 چو روی روز نهان شد به زیر طره شب·بگیریم که از آن طره معنبر گو
  4. 4 فتاده آتش خواب اندر این نیستان‌ها·تو آمده که حدیث لب چو شکر گو
  5. 5 و آنگهی به یکی بار کی شوی قانع·غزل تمام کنم گوییم مکرر گو
  6. 6 بیا بگو چه کنی گر ز خوابناکی خویش·به تو بگوید لالا برو به عنبر گو
  7. 7 از آنچ خورده‌ای و در نشاط آمده‌ای·مرا از آن بخوران و حدیث درخور گو
  8. 8 ز من چو می‌طلبی مطربی مستانه·تو نیز با من بی‌دل ز جام و ساغر گو
  9. 9 من این به طیبت گفتم وگر نه خاک توام·مرا مبارک و قیماز خوان و سنجر گو

ganjoor: sh2249 · public domain