दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 2321 शेर 7 ← पिछला

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۳۲۱

  1. شمس الحق تبریزی آن کو به تو بازآید آن باز بود عرشی بر عرش کند لانه

G2321:7

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 ای دل به کجایی تو آگاه هیی یا نه·از سر تو برون کن هی سودای گدایانه
  2. 2 در بزم چنان شاهی در نور چنان ماهی·خط در دو جهان درکش چه جای یکی خانه
  3. 3 در دولت سلطانی گر یاوه شود جانی·یک جان چه محل دارد در خدمت جانانه
  4. 4 گر جان بداندیشت گوید بد شه پیشت·ده بر دهن او زن تا کم کند افسانه
  5. 5 یک دانه به یک بستان بیع است بده بستان·و آن گاه چو سرمستان می‌گو که زهی دانه
  6. 6 شاهی نگری خندان چون ماه و دو صد چندان·بی‌ناز خوشاوندان بی‌زحمت بیگانه
  7. 7 شمس الحق تبریزی آن کو به تو بازآید·آن باز بود عرشی بر عرش کند لانه

ganjoor: sh2321 · public domain