दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 2669 शेर 8 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۶۶۹

  1. فروریزید دندان‌های گرگان از آنگه که نمودی مهربانی

G2669:8

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 برفتیم ای عقیق لامکانی·ز شهر تو تو باید که بمانی
  2. 2 سفر کردیم چون استارگان ما·ز تو هم سوی تو که آسمانی
  3. 3 یکی صورت رود دیگر بیاید·به مهمانخانه‌ات زیرا که جانی
  4. 4 که مهمانان مثال چار فصلند·تو اصل فصل‌هایی که جهانی
  5. 5 خیال خوب تو در سینه بردیم·شفق از آفتاب آمد نشانی
  6. 6 به پیشت ماند دل با ما نیامد·دل از تو کی رود چون دلستانی
  7. 7 سر دل‌ها به زیر سایه‌ات باد·که دل‌ها را در این مرعا شبانی
  8. 8 فروریزید دندان‌های گرگان·از آنگه که نمودی مهربانی
  9. 9 بهل تا بحر گوید قصه خویش·که تا باری ببینی قصه خوانی

ganjoor: sh2669 · public domain