दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 32 शेर 3 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۳۲

  1. گفتا چیست این ای فلان گفتم که خون عاشقان جوشیده و صافی چو جان بر آتش عشق و ولا

G32:3

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 دیدم سحر آن شاه را بر شاهراه هل اتی·در خواب غفلت بی‌خبر زو بوالعلی و بوالعلا
  2. 2 زان می که در سر داشتم من ساغری برداشتم·در پیش او می‌داشتم گفتم که ای شاه الصلا
  3. 3 گفتا چیست این ای فلان گفتم که خون عاشقان·جوشیده و صافی چو جان بر آتش عشق و ولا
  4. 4 گفتا چو تو نوشیده‌ای در دیگ جان جوشیده‌ای·از جان و دل نوشش کنم ای باغ اسرار خدا
  5. 5 آن دلبر سرمست من بستد قدح از دست من·اندرکشیدش همچو جان کان بود جان را جان‌فزا
  6. 6 از جان گذشته صد درج هم در طرب هم در فرج·می‌کرد اشارت آسمان کای چشم بد دور از شما

ganjoor: sh32 · public domain