दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 32› शेर 4 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۳۲
- گفتا چو تو نوشیدهای در دیگ جان جوشیدهای از جان و دل نوشش کنم ای باغ اسرار خدا
G32:4
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 دیدم سحر آن شاه را بر شاهراه هل اتی·در خواب غفلت بیخبر زو بوالعلی و بوالعلا
- 2 زان می که در سر داشتم من ساغری برداشتم·در پیش او میداشتم گفتم که ای شاه الصلا
- 3 گفتا چیست این ای فلان گفتم که خون عاشقان·جوشیده و صافی چو جان بر آتش عشق و ولا
- 4 گفتا چو تو نوشیدهای در دیگ جان جوشیدهای·از جان و دل نوشش کنم ای باغ اسرار خدا
- 5 آن دلبر سرمست من بستد قدح از دست من·اندرکشیدش همچو جان کان بود جان را جانفزا
- 6 از جان گذشته صد درج هم در طرب هم در فرج·میکرد اشارت آسمان کای چشم بد دور از شما
ganjoor: sh32 · public domain