दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 331 शेर 3 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۳۳۱

  1. پیش آ و عدم شو که عدم معدن جانست اما نه چنین جان که به جز غصه و غم نیست

G331:3

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 زان شاه که او را هوس طبل و علم نیست·دیوانه شدم بر سر دیوانه قلم نیست
  2. 2 از دور ببینی تو مرا شخص رونده·آن شخص خیالست ولی غیر عدم نیست
  3. 3 پیش آ و عدم شو که عدم معدن جانست·اما نه چنین جان که به جز غصه و غم نیست
  4. 4 من بی‌من و تو بی‌تو درآییم در این جو·زیرا که در این خشک به جز ظلم و ستم نیست
  5. 5 این جوی کند غرقه ولیکن نکشد مرد·کو آب حیاتست و به جز لطف و کرم نیست

ganjoor: sh331 · public domain