दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 347 शेर 3 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۳۴۷

  1. منم سوزان در آتش‌های نو نو مرا با یارکان اکنون چه کارست

G347:3

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 قرار زندگانی آن نگارست·کز او آن بی‌قراری برقرارست
  2. 2 مرا سودای تو دامن گرفته‌ست·که این سودا نه آن سودای پارست
  3. 3 منم سوزان در آتش‌های نو نو·مرا با یارکان اکنون چه کارست
  4. 4 همی‌نالد درون از بی‌قراری·بدان ماند که آن جان نگارست
  5. 5 چو از یاری تو را جان خسته گردد·نمی‌داند که اندر جانش خارست
  6. 6 تو در جویی و خارت می‌خراشد·نمی‌دانی که خاری در سرا رست
  7. 7 گریزان شو از آن خار و به گل رو·که شمس الدین تبریزی بهارست

ganjoor: sh347 · public domain