दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 837› शेर 4 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۸۳۷
- در فراقند و همه منتظرند کز کجا وصل و لقا میآید
G837:4
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 هر کجا بوی خدا میآید·خلق بین بیسر و پا میآید
- 2 زانک جانها همه تشنهست به وی·تشنه را بانگ سقا میآید
- 3 شیرخوار کرمند و نگران·تا که مادر ز کجا میآید
- 4 در فراقند و همه منتظرند·کز کجا وصل و لقا میآید
- 5 از مسلمان و جهود و ترسا·هر سحر بانگ دعا میآید
- 6 خنک آن هوش که در گوش دلش·ز آسمان بانگ صلا میآید
- 7 گوش خود را ز جفا پاک کنید·زانک بانگی ز سما میآید
- 8 گوش آلوده ننوشد آن بانگ·هر سزایی به سزا میآید
- 9 چشم آلوده مکن از خد و خال·کان شهنشاه بقا میآید
- 10 ور شد آلوده به اشکش میشوی·زانک از آن اشک دوا میآید
- 11 کاروان شکر از مصر رسید·شرفه گام و درا میآید
- 12 هین خمش کز پی باقی غزل·شاه گوینده ما میآید
ganjoor: sh837 · public domain